۱۴۰۴ بهمن ۲۷, دوشنبه

مطبوعات ایران: دوگانگی توافق یا رویارویی در میز مذاکره

میز مذاکره


 مطبوعات ایران: دوگانگی توافق یا رویارویی در میز مذاکره


این نوسان در پیام‌رسانی، بخشی از پویایی سیاست داخلی آمریکا را منعکس می‌کند، جایی که نشان دادن قاطعیت در قبال ایران با نیاز به دستیابی به یک پیروزی دیپلماتیک ملموس همزمان می‌شود.


اروپا بار دیگر تصمیم گرفته است که به نقطه تلاقی دیپلماسی و قدرت سخت تبدیل شود، زیرا قرار است میزبان دور جدیدی از مذاکرات غیرمستقیم بین تهران و واشنگتن باشد. این مذاکرات در زمانی برگزار می‌شود که با تهدیدهای نظامی، بسیج مجدد نیروهای آمریکایی در منطقه و بیانیه‌های تند کاخ سفید مشخص شده است.


در این شرایط، سوال اساسی صرفاً این نیست که آیا می‌توان به توافقی دست یافت، بلکه رابطه بین «دیپلماسی» و «بازدارندگی» در محاسبات هر دو طرف است؛ رابطه‌ای که تعیین می‌کند آیا اروپا به بستری برای مهار بحران تبدیل خواهد شد یا صحنه‌ای برای تشدید آن.


اکنون، با تأکید مقامات ایرانی مبنی بر اینکه اگر ایالات متحده مستقیماً مداخله کند، واکنش می‌تواند فراتر از یک جنگ دوجانبه باشد، خطر گسترش بحران بیش از هر زمان دیگری است. در این زمینه، تناقض دیگری توجه را جلب می‌کند: در حالی که ترامپ از «عدم پذیرش هیچ سطحی از غنی‌سازی» صحبت می‌کند، غنی‌سازی محدود تحت نظارت بین‌المللی در چارچوب‌های قبلی قابل قبول بود.


اگر این موضع توسط ایالات متحده به عنوان خط قرمز نهایی در نظر گرفته شود، فضای دستیابی به توافق بسیار محدود خواهد شد. از سوی دیگر، ادعای او مبنی بر اینکه «اگر آنها معامله مناسبی ارائه دهند، ما حمله نخواهیم کرد» نشان می‌دهد که هنوز فرصتی برای توافق وجود دارد. این نوسان در پیام‌رسانی، بخشی از پویایی سیاست داخلی آمریکا را منعکس می‌کند، جایی که نشان دادن قاطعیت نسبت به ایران با نیاز به دستیابی به یک پیروزی دیپلماتیک ملموس همزمان می‌شود.


بحث در مورد جزئیات آغاز می‌شود


 عمان نقش ویژه‌ای در این زمینه ایفا می‌کند. در طول سال‌های گذشته، مسقط توانایی خود را در ارائه کانال‌های محتاطانه و کم‌هزینه برای تبادل پیام‌ها و حفظ فضای گفتگو به دور از فشار رسانه‌ای ثابت کرده است. اگر تحویل سند پیشنهادی از وزیر امور خارجه عمان به مقام ایرانی دقیق باشد، می‌توان گفت که مذاکرات وارد مرحله بحث در مورد جزئیات و ترتیبات اجرا شده است؛ مرحله‌ای که در آن کلمات، مکانیسم‌های تأیید و تضمین‌های پایبندی بسیار مهم می‌شوند.


روزنامه ایرانی شرق استدلال می‌کند که چالش اصلی، تدوین توافقی است که برای تهران از نظر لغو مؤثر تحریم‌ها و برای واشنگتن از نظر تضمین قابل دفاع بودن محدودیت‌های دائمی، معنادار باشد. بدون سازوکارهای مشخص برای تعهدات زمانی، روش‌های راستی‌آزمایی و ضمانت‌های قانونی، هر توافقی در معرض فرسایش سریع قرار خواهد گرفت. تجربیات گذشته، فضایی انباشته از بی‌اعتمادی ایجاد کرده است که غلبه بر آن نیازمند نوآوری خلاقانه و واقع‌بینانه است.


سه سناریو محتمل است: اول، یک توافق حداقلی و موقت با هدف متوقف کردن گام‌های تشدیدکننده و خرید زمان. دوم، یک توافق گسترده‌تر در چارچوبی مشابه توافق‌های قبلی، اما با اصلاحاتی در سازوکارهای نظارتی و جدول زمانی. سوم، شکست دیپلماسی و شروع رویارویی که می‌تواند منجر به درگیری محدود یا حتی گسترده شود. هر یک از این سناریوها پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی خود را دارد.


در نهایت، ژنو صرفاً مکانی برای مذاکره نیست، بلکه آزمونی برای تعادل بین عقلانیت و تکانشگری در سیاست‌های خارجی هر دو طرف است. اگر زبان تهدید بر منطق گفتگو غلبه کند، حتی مؤثرترین کانال‌های میانجیگری نیز کارایی خود را از دست خواهند داد.


با این حال، اگر دو طرف بتوانند از دوگانه «تسلیم یا جنگ» فراتر رفته و به یک راه حل میانه برای مصالحه واقع‌بینانه برسند، ممکن است بتوان از افتادن به ورطه یک بحران تمام‌عیار جلوگیری کرد. اکنون همه چیز به این بستگی دارد که کدام منطق در ژنو غالب باشد: منطق قدرت عریان یا منطق مدیریت منازعه.

۲ نظر:

  1. بازتاب «دوگانگی توافق یا رویارویی» در مطبوعات ایران نشان می‌دهد که پیام‌های متناقض از واشنطن، بیش از آن‌که صرفاً خارجی باشد، ریشه در ملاحظات سیاست داخلی آمریکا دارد؛ جایی که قاطعیت و دیپلماسی همزمان به کار گرفته می‌شوند.

    پاسخ دادنحذف

  2. نوسان در لحن مذاکره میان فشار و مصالحه، بیانگر تلاش برای ایجاد توازن میان نمایش قدرت در برابر ایران و نیاز به ثبت یک دستاورد دیپلماتیک قابل عرضه در فضای سیاسی داخلی آمریکا است.

    پاسخ دادنحذف