اروپا و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و بازتولید «بی‌اعتمادی» نسبت به ایران

اروپا و ایران


اروپا و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و بازتولید «بی‌اعتمادی» نسبت به ایران

 اقدامات اخیر تروئیکای اروپایی در تلاش برای تصویب قطعنامه جدید علیه ایران در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، نمونه دیگری از الگوی آشنای سیاسی کردن نهادهای فنی است. این الگو که اروپا سال‌هاست دنبال می‌کند، نه تنها به طور مداوم شفافیت یا امنیت را افزایش نداده، بلکه بی‌اعتمادی را عمیق‌تر کرده و اثربخشی سازوکارهای بین‌المللی را کاهش داده است.


عابد اکبری، کارشناس، استدلال می‌کند که کشورها در درجه اول به دنبال امنیت هستند، نه هژمونی، اما نادیده گرفتن حساسیت‌های طرف مقابل منجر به "مارپیچ بی‌اعتمادی" می‌شود. او معتقد است که اقدامات اخیر اروپا، به ویژه پیش‌نویس قطعنامه ارائه شده به شورای حکام، نشان‌دهنده یک تغییر دیپلماتیک نیست، بلکه تکرار یک استراتژی فشار شکست‌خورده است. این استراتژی با هدف حفظ نقش اسمی اروپا و به تصویر کشیدن ایران به عنوان یک شریک غیرقابل اعتماد برای توجیه ادامه فشار است.


تجربه ایران در دو دهه گذشته نشان داده است که برخی از اطلاعات فنی ارائه شده به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی متعاقباً برای اهداف اطلاعاتی و فشار سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراین، کاهش همکاری و تشدید نظارت در یک محیط سیاسی، پاسخی منطقی به فقدان ضمانت‌ها است و منطق «مارپیچ بی‌اعتمادی» را مجسم می‌کند، جایی که فشار، تردیدهای بیشتری را به همراه دارد.


اکبری هشدار می‌دهد که اروپا نه تنها بی‌اعتمادی را تعمیق می‌کند، بلکه محیط امنیتی پیچیده اطراف ایران را که با رقابت شدید بین‌المللی، تغییرات عمده منطقه‌ای و تحریم‌های مداوم مشخص می‌شود، نادیده می‌گیرد. در چنین شرایطی، فشار نامتناسب، ایران را به سمت تقویت قابلیت‌های بازدارنده خود سوق می‌دهد تا عقب‌نشینی.


این تحلیل نشان می‌دهد که اروپا از «توهم قدرت» رنج می‌برد، زیرا توافق هسته‌ای ناتوانی خود را در ایفای نقشی مستقل بدون ایالات متحده نشان داده است. اروپا در مواجهه با بحران‌های انرژی و وابستگی امنیتی به واشنگتن، برای جبران نقاط ضعف ساختاری خود به اقدامات نمادین علیه ایران متوسل می‌شود که اغلب به جای دستیابی به نتایج ملموس، تنش‌ها را تشدید می‌کند.


اکبری توصیه می‌کند که ایران با حفظ همکاری فنی سنجیده با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و در عین حال جلوگیری از سیاسی شدن و استفاده از آن به عنوان ابزاری برای فشار، «هوشیاری استراتژیک» اتخاذ کند. او بر اهمیت تمایز قائل شدن بین آژانس به عنوان یک نهاد فنی و طرف‌هایی که از آن سوءاستفاده سیاسی می‌کنند، تأکید می‌کند تا از افتادن در دام تبدیل اختلاف به یک درگیری نهادی تمام‌عیار جلوگیری شود.


در مورد اروپایی‌ها، اگر واقعاً به دنبال امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی هستند، باید درک کنند که تضعیف آژانس، دستاوردهای پایداری برای آنها به ارمغان نخواهد آورد. هرچه اعتماد ایران به بی‌طرفی آژانس بیشتر کاهش یابد، سطح همکاری پایین‌تر می‌آید و دستیابی به هرگونه تفاهم در آینده دشوارتر خواهد شد. در نهایت، اروپا باید اذعان کند که مسیر فشار و تصمیم‌گیری، ایران را مجبور به امتیازدهی نمی‌کند و امنیت آن را افزایش نمی‌دهد؛ بلکه تنها منجر به فرسایش تدریجی اعتبار نهادی می‌شود که سنگ بنای سیستم نظارت بین‌المللی است.


مسیر واقع‌بینانه در فشار بی‌اساس نیست، بلکه در ایجاد تعادل منافع، احترام به حساسیت‌های امنیتی طرف مقابل و اجتناب از گام‌های تحریک‌آمیزی است که عدم قطعیت را افزایش می‌دهد. اگر اروپا به دنبال امنیت است، باید به جای تداوم فقدان آن، به سمت بازسازی اعتماد حرکت کند. این مسیر در تصمیمات سیاسی نهفته نیست، بلکه در درک واقعیت‌های قدرت و احترام به منطق امنیتی همه طرف‌ها نهفته است.

اروپا و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و بازتولید «بی‌اعتمادی» نسبت به ایران اروپا و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و بازتولید «بی‌اعتمادی» نسبت به ایران بواسطة ali mashadi on دی ۰۱, ۱۴۰۴ Rating: 5

۲ نظر

  1. تلاش تروئیکای اروپایی برای تصویب قطعنامه جدید علیه ایران، بیش از آنکه در خدمت تقویت نقش فنی آژانس باشد، بازتاب تداوم رویکرد سیاسی‌سازی نهادهای تخصصی است؛ رویکردی که در سال‌های گذشته نه به شفافیت پایدار انجامیده و نه به کاهش تنش، بلکه چرخه‌ای از بی‌اعتمادی متقابل را بازتولید کرده است.

    پاسخ دادنحذف

  2. اصرار اروپا بر فشار حقوقی و سیاسی، بدون توجه به تجربه‌های ناموفق پیشین، عملاً کارآمدی سازوکارهای بین‌المللی را تضعیف می‌کند و این پیام را مخابره می‌سازد که آژانس می‌تواند به ابزاری در منازعات سیاسی بدل شود؛ وضعیتی که در نهایت به زیان اعتبار نهادهای چندجانبه و امنیت جمعی تمام خواهد شد.

    پاسخ دادنحذف

مدون محترف